العلامة المجلسي

646

حياة القلوب ( فارسي )

آنچه گذشت « 1 » . مترجم گويد كه : در ميان اين أحاديث اختلافى هست كه بعضي دلالت مىكند بر آنكه فرعون قصد كشتن موسى عليه السّلام نكرد ، وبعضي دلالت مىكند كه قصد كرد ، پس ممكن است يكى از اينها موافق روايات عامه وبر وجه تقيه وارد شده باشد ، وممكن است كه مطلب أو تهديد وترسانيدن باشد وقصد كشتن نداشته باشد . ابن بابويه رحمه اللّه روايت كرده است كه : آب نيل در زمان فرعون كم شد پس أهل مملكت به نزد أو آمدند وگفتند : اى پادشاه ! آب نيل را براي ما زياد كن . گفت : من از شما خشنود نيستم ، به اين سبب آب را كم كرده‌ام . پس بار ديگر به نزد أو آمدند وگفتند : همهء حيوانات ما از تشنگى هلاك شدند ، اگر آب نيل را براي ما جارى نمىكنى خداى ديگرى بغير از تو مىگيريم ! گفت : به صحرا رويد . وخود با ايشان بيرون رفت واز ايشان جدا شد وتنها به كنارى رفت كه لشكر أو را نمىديدند وسخنش را نمىشنيدند ، پس پهلوى روى خود را بر خاك گذاشت وبه انگشت شهادت بسوى آسمان اشاره كرد وگفت : خداوندا ! بسوى تو بيرون آمده‌ام بيرون آمدن بندهء ذليلى كه بسوى آقاى خود بيرون مىآيد ، ومىدانم كه تو مىدانى كه قادر نيست بر جارى كردن آب نيل كسى بجز تو ، پس آن را جارى كن . پس آب نيل طغيان كرد به حدّى كه هرگز چنان نشده بود ! پس به نزد ايشان آمد وگفت : من آب نيل را براي شما جارى كردم ! وهمه از براي أو به سجده افتادند . در آن حال جبرئيل به نزد أو آمد وگفت : اى پادشاه ! شكايتى دارم از غلام خود ، به فريادم برس . گفت : چه شكايت دارى ؟ گفت : غلامي دارم كه أو را مسلط كرده‌ام بر ساير غلامان خود ، وكليدهاى خود را به دست أو داده‌ام وأو را صاحب اختيار در أمور غلامان كرده‌ام ، والحال با من خصومت

--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 253 .